تازه تر کن داغ ما را

تازه تر کن داغ ما را طاقت دوری نمانده

شکوه سر کن در تن ما، تاب مهجوری نمانده

سرگشاید شور و شیون از جگرها (ای دریغ)

دل به زخمی شعله ور شد، جان به عشقی مبتلا

بر نتابد سینه ما داغ چندین ماجرا

تازه شد به هوای تو دل تنگ ما (ای وای)

تازه تر کن داغ ما را، شعله زد جانم (خدا)

با تو هرگز برنگردد عهد و پیمانم

من زنده ام ای وطن در پناه تو

سر چه باشد بر تن، جان چه باشد بر کف

تا سپارم در راه تو

ماند در دلم داغی از فریاد تو

شد وقت دلتنگی ها با یاد تو

 

شاعر : عبدالجبار کاکایی

آهنگ شعر فوق را با صدای سالار عقیلی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

آهنگ پایانی سریال سال های مشروطه

/ 6 نظر / 154 بازدید
مصطفی

عااااااااااااااااااااااالی بود مرسی

شهریار عشق

"بازیچه هر ایل و تباری شد عشق انگیزه هر خلافکاری شد عشق حافظ! تو عروج عشق را دیدی و من دیدم چه دروغ شاخداری شد عشق " [گل]

مهدی ملاحسینی

درود بر تو یافتن دوستداران موسیقی دل غمزده مان را در این روزهای سرد شاد میکند.

علیرضا

سلام. ممنون و خسته نباشی

عالی