پایان پریشانی

می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را 
می‌جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را

بی‌تابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت 
چونانکه التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

........................................................

چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها

دست ها تشنه ی تقسیم فراوانی ها

با گل زخم سر راه تو آذین بستیم

داغ های دل ما، جای چراغانی ها

حالیا دست کریم تو برای دل ما

سر پناهی است در این بی سر وسامانی ها

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سر انگشت تو آغاز گل افشانی ها

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غرل ها و غزلخوانی ها

سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس

تا پناهم دهد از وحشت عریانی ها

چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی ها

شعر : قیصر امین پور

 آواز : محمد عبدالحسینی

دکلمه : وحید جلیل وند

موسیقی: عباس ابو حمزه

--------------------------------------------------------------------------------

آهنگ شعر فوق را از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

/ 0 نظر / 52 بازدید