کلک هنر

ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

حیف باشد مه من کاینهمه از مهر جدایی

گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

....

چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن

دامنِ وصل تو نتوان برقیبان تو هشتن

نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن

شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن

تا که همسایه نداند که تو در خانهء مایی

کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان

پرتو روی تو گوید که در خانه مایی

....

نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند

دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند

جلوه کن جلوه که خورشید بخلوت ننشیند

پرده بردار که بیگانه خود آن روی نه بیند

تو بزرگی و در آئینهء کوچک ننمایی

...

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه

ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی

....

درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان

کس درین شهر ندارد سر تیمار غریبان

نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان

حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان

این توانم که بیایم سر کویت بگدایی

...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

شعر غزل : سعدی

________________________________________

آهنگ شعر فوق را با صدای سینا سرلک از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

/ 1 نظر / 46 بازدید
مهدی نان شکری

دوست خوبم این شعر از شهریار هست نه از سعدی. به عبارت دیگر شهریار این شعر را به تضمین از سعدی سروده ست. لطفا ابتدا مطالعه نمایید بعد در وبلاگ بنویسید.