توبه ها را بشکنید

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

میخانه ها را وا کنید ای بـــاده خـــواران

پیمانـه را احیــا کنیـد ای مــل گســاران

باده ساغـر کنیـد ، توبـه ای دیگـر کنیـد         

خرقه از تن برکنید ، آمــــد بهــــاران

یادی از آئین مستانی کنید ، مست پنهانی کنید         

تا سحر پیمانه گردانی کنید ، مست پنهانی کنید

روز و شب معشوقــه بـــازی های عــرفــانی کنید         

مــست پنهـــــانی کنیــد ، مست پنهــــانی کنید

همچـون خمـــاران توبــه ها را بشکنید

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

عاشقان غوغا کنید 

بــر دل شیـــدا کنید

یک نفس گر میتوان ساغر زدن         

پس چــرا اندیشـــه فـــردا کنیم

غصه از سر وا کنیم

 پیمانه را احیا کنیم

 

شعر از : همای

آهنگ شعر فوق را با صدای همای از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

/ 3 نظر / 54 بازدید
عارف

درود بر شما .. این اهنگ من خیلی دنبالش گشتم .. وبلاگ جالبی دارین .. من عاشق موسیقی ایرانی ام....شب خوش

نانی

میشه اهنگ دامن کشان ساقی می خوارم از کنار یارم مست وگیسو افشان می گریزم ... مهستی رو بزارید

فب

چکامه ای دیگر هز همای به نام (( راز )) : در دلم رازی نهان دارم نمی دانم بگویم یا نگویم ترس از آن دارم اگر گویم بریزد آبرویم نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم عاشقم اما پریشانم نمی دانم که رازم را زچشمانت بجویم یا نجویم نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم کن نگاهی در نگاهم یا بگو غرق گناهم یا بگو در اشتباهم عاشقی گمکرده راهم نمی دانم که این ره را بپویم یا نپویم وای از آن زلف و پریشان موی تو می برد هوش از سرم جادوی تو خود نمی دانی که هرجا بوی تو می کشد هر دم دلم را سوی تو نمی دانم که این زلف ختن بو را ببویم یا نبویم نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم در دلم رازی نهان دارم نمی دانم بگویم یا نگویم ترس از آن دارم اگر گویم بریزد آبرویم دلبرا می خوردن از کام شما هست آرزویم