خمارم من
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: محمد رضا همای شیرازی ، همای ، خمارم من

خمارم من ، خمارم من ، خمارم

من از لولی وشان می گسارم

خراب آواره ای مجنون تبارم

که جز مستی به سر اندیشه ای دیگر ندارم

که جادویی بجز ساقی نمی آید به کارم

بی قرارم سر ز مستی می پرستی بر ندارم

بیا ساقی بده جامی خمارم من

که شب ها در هوس در انتظارم من

چنان ساقی به ساغر باده را مستانه می ریزد

گه گویی خون دل از شیشه در پیمانه می ریزد

من و تو آشنای سالهای مشترک بودیم

من و تو آشنای فصلهای مشترک بودیم

کنون طرح جدایی بین ما بیگانه می ریزد...

بارها من گفته بودم ترک "جام و مِی"  کنم ... ؛

گفته بودم ترک مِی ، اما نگفتم کی کنم

بده می می که تا می جان دهد ما را

بده می می که می فرمان دهد ما را

بپوشان پرده از ظاهر که می حرمان دهد ما را

به ساقی تازه کن پیمان که وی ایمان دهد ما را

بیا ساقی بیا بنشین کنارم

هُمایم من هم آواز هَزارم

بیا و بوسه ای بر لب گزارم

شعر از :همای


آهنگ شعر فوق را با صدای همایاز اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
توبه ها را بشکنید
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: همای ، توبه ها را بشکنید

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

میخانه ها را وا کنید ای بـــاده خـــواران

پیمانـه را احیــا کنیـد ای مــل گســاران

باده ساغـر کنیـد ، توبـه ای دیگـر کنیـد         

خرقه از تن برکنید ، آمــــد بهــــاران

یادی از آئین مستانی کنید ، مست پنهانی کنید         

تا سحر پیمانه گردانی کنید ، مست پنهانی کنید

روز و شب معشوقــه بـــازی های عــرفــانی کنید         

مــست پنهـــــانی کنیــد ، مست پنهــــانی کنید

همچـون خمـــاران توبــه ها را بشکنید

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

عاشقان غوغا کنید 

بــر دل شیـــدا کنید

یک نفس گر میتوان ساغر زدن         

پس چــرا اندیشـــه فـــردا کنیم

غصه از سر وا کنیم

 پیمانه را احیا کنیم

 

شعر از : همای


آهنگ شعر فوق را با صدای همای از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
ناز مکن ای صنم
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: همای ، ناز مکن ، ای صنم

ناز مکن ناز مکن ناز مکن ای صنم
عشوه مکن هلهله آغاز مکن ای صنم
با دل سر گشته چنین ناز میکشم
روز و شب ار عشوه کنی باز میکشم

تا بنشینی به برم ای صنم
واله و شوریده سرم ای صنم
روز و شب ار بگذرم از کوی تو
میزندم میزندم تیر دو ابروی تو
وای به حال من دیوانه که افسار دلم
بسته به گیسوی تو گیسوی تو

شعر از : همای


آهنگ شعر فوق را با صدای همای از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
ملاقات با دوزخیان
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ملاقات با دوزخیان ، همای ، گروه مستان ، سفر دوزخ

آن دم که مرا می زده بر خاک سپارید

زیر کفنم خمره ای از باده گذارید

تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

بر خاک من از ساقه انگور بکارید

آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات

 یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده صافی

بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی

جز ساغر و میخانه و ساقی نشناسم

بر پایه ی پیمانه و شادیست اساسم

گر همچو همای از عطش عشق بسوزم

از آتش دوزخ نهراسم ، نهراسم

 

شعراز :همای


آهنگ شعر فوق را با صدای همای گروه مستان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید