خمارم من
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: محمد رضا همای شیرازی ، همای ، خمارم من

خمارم من ، خمارم من ، خمارم

من از لولی وشان می گسارم

خراب آواره ای مجنون تبارم

که جز مستی به سر اندیشه ای دیگر ندارم

که جادویی بجز ساقی نمی آید به کارم

بی قرارم سر ز مستی می پرستی بر ندارم

بیا ساقی بده جامی خمارم من

که شب ها در هوس در انتظارم من

چنان ساقی به ساغر باده را مستانه می ریزد

گه گویی خون دل از شیشه در پیمانه می ریزد

من و تو آشنای سالهای مشترک بودیم

من و تو آشنای فصلهای مشترک بودیم

کنون طرح جدایی بین ما بیگانه می ریزد...

بارها من گفته بودم ترک "جام و مِی"  کنم ... ؛

گفته بودم ترک مِی ، اما نگفتم کی کنم

بده می می که تا می جان دهد ما را

بده می می که می فرمان دهد ما را

بپوشان پرده از ظاهر که می حرمان دهد ما را

به ساقی تازه کن پیمان که وی ایمان دهد ما را

بیا ساقی بیا بنشین کنارم

هُمایم من هم آواز هَزارم

بیا و بوسه ای بر لب گزارم

شعر از :همای


آهنگ شعر فوق را با صدای همایاز اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
پرستار دل
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: پرستار دل ، محمد رضا همای شیرازی

بیدل و خسته در این شهرم و دلدارى نیست
غم دل با که توان گفت که غمخوارى نیست

شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست
ز آشـنـایان کهـن یـار و پـــرســتارى نیست

یارب این شهرچه شهرى است که صد یوسف دل
بـه کـَـلافــى بفروشــند و خــریــدارى نیست

فکـر بهـبود خــود اى دل بکـن از جاى دگــر

کاندرین شهــر طبیب دل بـیـمــارى نیست

 

بگذر زجفا مبر از نظرم

تا در ره تو زجهان گذرم

تا بی خبری تو ز آتش عشق

آتش به جهان فکند شررم

در پرده پندار من تو عیانی و بس

بگذشتم از دیوانه خود

که به منزل دل تو بمانی و بس

....

 

شعر از : مولى محمد رضا هماى شیرازى


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد داریوش رفیعی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید