نه قدرت که با وی نشینم
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: نه قدرت ، محمدرضا شجریان ، عارف قزوینی

نه قدرت که با وی نشینم

 نه طاقت که جز وی ببینم

 شدست آفت عقل و دینم

ای دلارا، سرو بالا

کار عشقم چه بالا گرفته

در سر من جنون جا گرفته

جای عقل، عشقت یک جا گرفته

خانه‌ی دل به یغما گرفته

آفت تن، فتنه‌ی جان

رهزن دین، دزد ایمان

ترک چشمت، نی ز پنهان

آشکارا، ای نگارا

خانه‌ی دل به یغما گرفته

بر سر من جنون جا گرفته

سوزم از سوز دل ریش

خندم از بخت بد خویش

گریم از دست بداندیش

خواهمش بینم کم و بیش

گریه راه تماشا گرفته

بر دل ریشم مزن نیش

ز آه مظلومان بیندیش

کن حذر از آه درویش

گوئیت دل ای جفاکیش

آتش فتنه بالا گرفته

سختی از سنگ خارا گرفته

شعر : عارف قزوینی

________________________________________

آهنگ شعر فوق را با صدای استاد شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

 


 
یعنی چه
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: یعنی چه ، محمدرضا شجریان ، حافظ

ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه 

مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب 

این چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه

شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای 

قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه

نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی 

بازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه

سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان 

و از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه

هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول 

عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار 

خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه

شعر: حافظ


آهنگ شعر فوق را با صدای استاد شجزیان از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
مرغ خوشخوان
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: محمدرضا شجریان ، حافظ ، یوسف گمگشته ، مرغ خوشخوان
 

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب

باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

شاعر: حافظ


آهنگ شعر فوق را با صدای استاد شجریان از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

 


 
بهار دلکش
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: بهار دلکش ، عارف قزوینی ، محمدرضا شجریان

بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد

از آنکه دلبر دمی به فکر ما نباشد

در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن

که جنگ و کین با من حزین روا نباشد

صبحدم بلبل بر درخت گل به خنده می گفت

نازنینان را، مه جبینان را، وفا نباشد

اگر که با این دل حزین تو عهد بستی

عزیز من، با رقیب من چرا نشستی

چرا دلم را، عزیز من، از کینه خستی

بیا در برم از وفا یک شب

ای مه نخشب

تازه کن عهدی، که بر شکستی

شاعر : عارف قزوینی


آهنگ شعر فوق را با صدای استاد شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
زبان آتش و آهن
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: زبان آتش و آهن ، تفنگت را زمین بگذار ، محمدرضا شجریان ، فریدون مشیری

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را - برادر جان -
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

شعر از: فریدون مشیری


آهنگ شعر فوق را با صدای محمدرضا شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
باد صبا
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: باد صبا ، محمدرضا شجریان ، ملک الشعرا بهار

باد صبا بر گل گذر کن

 از حال گل ما را خبر کن

با مدعی کمتر بنشین

نازنین ای مه‌ جبین

بیچاره عاشق ، ناله تا کی

یا دل مده یا ترک سر کن

شد خون‌فشان چشم تر من

پرخون دل شد ساغر من

ای یار عزیز ، مطبوع و تمیز

در فصل بهار ، با ما مستیز

آخر گذشت آب از سر من

ببین چشم تر من

 

گل چاک غم بر پیرهن زد

از غیرت آتش در چمن زد

بلبل چو من شد در چمن  

داستانسرا بهر وطن

دیدی که ظالم ، تیشه‌اش را

آخر به پای خویشتن زد

 

شعر از: ملک الشعرای بهار


آهنگ شعر فوق را با صدای محمدرضا شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
دیدی ای مه
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: دیدی ای مه ، رهی معیری ، محمدرضا شجریان ، حسین یاحقی

دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی

پیوند الفت بریدی و رفتی

هرچه خواری به یاری کشیدم و دیدم

دامن ز دستم کشیدی و رفتی

بس ناله‌ ها کردم به امیدی که رحم آری

به فریاد من ای گل

فریاد از دل تو کز جفا ، فریاد مو نشنیدی و رفتی

جانا گرچه بردی از یادم

جان در کوی عاشقی دادم

ز پا فکندی ، به سر دویدم ، گوهر فشاندم

بر اشک من خندیدی و رفتی

ساقی بده آن می را

مطرب بزن آن نی را

که پای لاله ، پیاله خوش باشد

دل اسیران به ناله خوش باشد

علاج محنت به ‌جز می نیست

 

شعر از : رهی معیری

آهنگساز: حسین یاحقی

تنظیم از: مزدا انصاری

 


آهنگ شعر فوق را با صدای محمدرضا شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
جانا مرا
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: جانا مرا ، آه باران ، محمدرضا شجریان ، عطار نیشابوری

جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم

در زاری و نزاری چون زیر چنگ زارم
زاری مرا تمام است چون زور و زر ندارم

گر پرده‌های عالم در پیش چشم داری
گر چشم دارم آخر چشم از تو برندارم

در پیش بارگاهت از دور باز ماندم
کز بیم دورباشت روی گذر ندارم

روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم
گر ره بود در آتش بیم خطر ندارم

عالم پر است از تو، غایب منم ز غفلت
تو حاضری ولیکن من آن نظر ندارم

نه نه تو شمع جانی پروانه‌ی توام من
زان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارم

شعر از : عطار


آهنگ شعر فوق را با صدای استاد شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
یار دلنواز
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: یار دلنواز ، حافظ ، محمدرضا شجریان

زان یار دلنوازم شُکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آ ای کوکب هدایت

 

شعر از : حافظ


آهنگ شعر فوق را با صدای شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
بوسه های باران
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: بوسه باران ، شفیعی کدکنی ، محمدرضا شجریان ، زلزله بم

ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه‌ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

بازا که در هوایت خاموشی جنونم

فریاد‌ها برانگیخت از سنگ کوه ساران

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی‌شماران

گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم

بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه‌ی محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقیست آواز باد و باران

 

شعر از : محمد رضا شفیعی کدکنی


آهنگ شعر فوق را با صدای شجریان کنسرت زلزله بم از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید