شکوه
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: شکوه ، محسن نامجو ، نادر گلچین

به شکوه گفتم برم ز دل  یاد روی تو آرزوی تو

به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو

ولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی

هر کجا روی وصله منی ساغر وفا از چه بشکنی؟

گذشتم از او به خیره سری گرفته ره مه دگری

کنون چه کنم با خطای دلم گرم برود آشنای دلم

به جز ره او نه راه دگر، دگر نکنم خطای دگر

نخفته ام به خیالی

که می پزد دل، من خمار صد شب دارم

شراب خانه کجاست...

شعر: نادر گلچین


آهنگ شعر فوق را با صدای نامجو از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
یار مرا غار مرا
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: یار مرا غار مرا ، محسن نامجو ، مولوی

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی

سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا

نور تویی سور تویی دولت منصور تویی

مرغ کوه طور تویی خسته به منقار مرا

قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی

قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا

حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی

روضه اومید تویی راه ده ای یار مرا

روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی

آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا

دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی

پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا

این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی 

راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا

شعر از : مولوی


آهنگ شعر فوق را با صدای نامجو از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

 


 
زلف بر باد مده
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: محسن نامجو ، زلف

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه

شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

می مخور با همه کس تا مخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم

طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم 

قد برافراز که از سرو کنی آزادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی نا شادم


آهنگ شعر فوق را با صدای محسن نامجو از اینجا دانلود کنید

شعر از: حافظ


 
طلوع
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: طلوع ، سیاوش قمیشی ، محسن نامجو ، پنجره
وقتی که دلتنگ می شم و
همراه تنهایی می رم،
داغ دلم تازه می شه
زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندم
با تو هم اندازه می شه

قد هزارتا پنجره
تنهایی آواز می خونم
دارم با کی حرف می زنم؟
نمی دونم، نمی دونم

این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیک تره
کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره

طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه

حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم می شه
کوچه ها نارفیق شدن
حالا که می خوان شب و روز
به هم دیگه دروغ بگن
ساعت ها هم دقیق شدن
 شعر: سیاوش قمیشی  
 

آهنگ شعر فوق را با صدای محسن نامجو از اینجا دانلود کنید

 
داوری
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: محسن نامجو ، داوری ، اهل عشق ، خاک

دست بردار از این میکده سر به سری
پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهتری
که فقط فکر کنی بهتری
دست بردار و برو
ول کن این خم ساغری
ای عشق با تو حرف میزنم
ای رنج مگر آجری

از جرعه ی تو خاک زمین در و لعل یافت

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

ای درد تو بخور اینها را کلا

 که ما نخواستیم داوری

ای کاش داوری در کار نبود

کاشکی قضاوتی در کار نبود

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
 دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

ما با توییم و با تونه‌ایم،اینت بوالعجب
 از حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

حلقه بر در می زنیم ما

که خود فی نفسه حلقه بر دریم

درد می پیچد درد می پیچد در دلمان یکهو

که هیچ ندانیم انگار چیزی در سر

چون از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا آوریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق

من از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم  

غزل های شعر از : سعدی


آهنگ شعر فوق را با صدای محسن نامجو از اینجا دانلود کنید