دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد
آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم
از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبحدم نشد فلک چون شفق
زخون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مهت جانا پرده برگشا
در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند
به طره ات جان پیوند
قسم به دست و پایت به جانم آتش افکند
فراق رویت یک چند
ترانه سرا : سالک
--------------------------------------------------------------------------------
آهنگ شعر فوق را با صدای استاد جلال تاچ اصفهانی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید