شمس الضحی
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شمس الضحی ، حسام الدین سراج ، مولانا

این کیست این , این کیست این

این یوسف ثانیست این

خضر است و الیاس این مگر، یا آب حیوانیست این

این باغ روحانیست این، یا بزم یزدانیست این

سرمه سپاهانیست این ،یا نور سبحانیست این

این جان جان افزاست این، یا جنت الماواست این

ساقی خوب ماست این، یا باده جانیست این

تنگ شکر را ماند این , سودای سر را ماند این

این سیم و زر را ماند این، شادی و آسانیست این

رَستم من از خوف و رجاء ، عشق از کجا خوف از کجا

ای خاک بر شرم و حیا ، هنگام پیشانیست این

ای مطرب داوود دم ، آتش بزن در رخت غم

بردار بانگ زیر و بم ، هنگام سرخوانیست این

مست و پریشان توام ، موقوف فرمان توام

اسحاق و قربان توام ، کین عید قربانیست این

گل های سرخ و زرد بین، آشوب بردابرد بین

در قعر دریا گرد بین ، موسی عمرانیست این

هر جسم را جان می کند ، جان را خدادان می کند

داد سلیمان می کند یا حکم دیوانیست این

گویی شوی بی دست و پا ،چوگان او پایت شود

در پیش سلطان می دوی ، کین سیر ربانیست این

در پیش سلطان می دوی کاین سر ربانیست این

هر جا یکی گویی بود بر ضرب چوگان می دود

چون گویی شو بی دست و پا هنگام وحدانیست این

خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد

با گو و چوگان می رسد سلطان میدانیست این

آن آب باز آمد بجو، بر سنگ زن اکنون سبو

سجده کن و چیزی مگو ، کاین بزم سلطانیست این

بسم الله ای روح البقا ، بسم الله ای شیرین لقا

بسم الله ای شمس الضحی ، بسم الله ای عین الیقین

شعر از: مولانا


آهنگ شعر فوق را با صدای  حسام الدین سراج از آلبوم شمس الضحی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
بوی بهشت
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: بوی بهشت ، حسام الدین سراج ، سعدی

تو را نادیدن ما غم نباشد

 که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد

من اول روز دانستم که این عهد

که با من می‌کنی محکم نباشد

که دانستم که هرگز سازگاری

 پری را با بنی آدم نباشد

من از دست کمانداران ابرو

نمی آرم گذر کردن به هر سو

بهشت است آنکه من دیدم نه رخسار

کمند است آن که وی دارد نه گیسو
بیا تا جان شیرین در تو ریزم

که بخل و دوستی با هم نباشد
نخواهم بی تو یک دم زندگانی

که طیب عیش بی همدم نباشد

 

شعر از : سعدی  


آهنگ شعر فوق را با صدای حسام الدین سراج از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
یک دل و یک یار
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: یک دل و یک یار ، عمان سامانی ، حسام الدین سراج

میرزا نورالله عمان سامانی مشهور به تاج الشعرا به سال 1258هجری قمری در سامان به دنیا آمد.عمان سامانی تحصیلات ابتدائی را در مکتب خانه های محلی فرا گرفت و بعد به اصفهان عزیمت و در مدرسه « نیماورد » و «صدر» وارد وسالها در خدمت آخوند کاشی مشغول کسب علم بوده ودر اواخر عمر به سامان مراجعه و آثار ارزنده ای از خود به یادگار گذارد.
از جمله آثار عمان :گنجینه الاسرار، مخزن الدرر ، قصاید وغزلیات و معراج نامه است.
این شاعر گرانقدر در سن 64 سالگی بسال 1320 هجری ، قمری از دنیا رحلت و جنازه او در سامان بصورت امانت دفن و بعد از چند سال به شهر مقدس نجف اشرف انتقال یافت. عمان را باید اولین شاعری نام برد که اشعار کربلائی را از قالب سوگ خارج ودر قالب حماسی آمیخته به عشق و روشنگری ارائه نمود

 

گفت‌: که ‌ای‌ فرزند مقبل‌ آمدی‌

آفت‌ جان‌، رهزن‌ دل‌ آمدی‌

کرده ای از حق تجلی ای پسر

 زین تجلی فتنه ها داری بسر

نرگست با لاله در طنازی است

سنبلت با ارغوان در بازی است

گه‌ دلم‌ پیش‌ تو گاهی‌ پیش‌ اوست‌

رو که‌ در یک‌ دل‌ نمی‌گنجد دو دوست‌

بیش‌ ازین‌ بابا دلم‌ را خون‌ مکن‌

زاده‌ لیلی‌، مرا مجنون‌ مکن‌

از رخت‌ مست‌ غرورم‌ می‌کنی‌

از مراد خویش‌، دورم‌ می‌کنی‌

همچو چشم خود به قلب من متاز

 همچو زلف خود پریشانم مساز

پشت پا برساغر حالم مزن

نیش بر دل، سنگ بر پایم مزن

جان‌ رهین‌ و دل‌ اسیر چهر توست‌

مانع‌ راه‌ محبت‌، مهر توست‌

حایل ره، مانع مقصد مشو

 بر سر راه محبت سد مشو

چون‌ ترا او خواهد از من‌ رونما

رو نما شو، جانب‌ او رو نما

شعر از : عمان سامانی


آهنگ شعر فوق را با صدای حسام الدین سراج از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
گریه کن
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: گریه کن ، عاشورا یا حسین ، علیرضا قزوه ، حسام الدین سراج

یا حسین مظلوم - کیابلگ

زمین بر باغبان خون گریه میکرد
زمان هم بی امان خون گریه میکرد

چو دیدم اسب او بی صاحب آمد
تمام آسمان خون گریه میکرد

قد آیینه ها خم شد دوباره
دلم دریاچه غم شد دوباره

صدای سنج و دمام آمد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

بخون ایدل که دشتستون صداشه
کمی فائز بخون دردم دوا شه

ملائک نوحه خوانان حسینند

بخون والله خدا هم از خداشه

شعراز : علیرضا قزوه


آهنگ شعر فوق را با صدای حسام الدین سراج از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
بهار دیگر
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: حسام الدین سراج ، بهار دیگر

خزان غم سر آمد بگو کجایی

بهار دیگر آمد چرا نیایی

به نوبهار آرزو دلم شکسته

که شعله زد به جان من نوای خسته

چه شد که مرغ نغمه خوان نوا ندارد

بگو چرا که عهد گل وفا ندارد

 

به باغ آشنایی دمی گذر کن

در این شب جدایی، شبم سحر کن

بر آستان عاشقی اگر نشستم

ز باده خیال تو همیشه مستم

تو در بهار عشق من جوانه کردی

مگر چه شد که با دلم وفا نکردی

 

اگر که در سرشت گل وفا نباشد

وفا به عهد عاشقان چرا نباشد

بهار بی خزان تو، گل آورد در آشیانم

دلم نمی گذارد از غم تو، سر گران بمانم

به شام غم نشسته ام چو گرد ره به راهت

مگر سپیده سر زند ز مشرق نگاهت

بیا که با طلوع گل شکوه نوبهاری

ستاره امید من به شام انتظاری

به اوج کهکشان صدای تو شنیدم

ز باغ آسمان گل ستاره چیدم


آهنگ شعر فوق را با صدای حسام الدین سراج از اینجا دانلود کنید


 
زلف دو تا
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: حسام الدین سراج ، زلف دو تا ، حافظ ، سراج

کس نیست که افتاده آن زلف دو تا نیست

در رهگذری نیست که دامی ز بلا نیست

روی تو مگر آیینه لطف الهیست

حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست

از بهر خدا زلف میارای که ما را

شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست

گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت

در هیچ سری نیست که سّری زخدا نیست

چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان

دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست

تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است

جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست

در صومعه زاهد و در خلوت صوفی

جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست


آهنگ شعر فوق را با صدای حسام الدین سراج از اینجا دانلود کنید

شعر : حافظ