چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
"سعدی"
"استادغلامحسین بنان"در سال 1290 در تهران متولد شد.پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزا رکنی(رکن الدوله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. مادرش پیانو را بسیار خوب می نواخت و پدرش کریم خان بنان الدوله، فرزند میرزا الله مستوفی از صدایی خوش بر خوردار بود.او در نوجوانی به مکتب "مرتضی نیداوود"نوازنده تار راه یافت. وی آواز را بعدها نزد "ضیاء الذاکرین" و "ناصر صیف" به روش آموزش سینه به سینه ادامه داد .
سالها بعد به دعوت "روح ا... خالقی" نزد "صب"رفت تا به جمع خوانندگان مکتب "وزیری" بپیوندد.
کم کم آوازهای "بنان"در رادیو شهرت زیادی بین مردم کسب کرد و هنرمندان بزرگ رادیو که بیشتر از شاگردان "صب"بودند با ساخت قطعاتی،همکاری خود را با او آغاز میکردند.
همچنین هنرمندان بزرگی مانند "جلیل شهناز" و "حسن کسایی" در جواب آواز با او همکاری میکردند.
بسیاری از آوازهای بنان را پیانو و ویلن همراهی میکردند.وقتی بنان به میانسالی رسیده بود خوانندگان زیادی وارد رادیو شده بودند که از نظر ظرافت و دقت در شکل ارائه موسیقی و کلام گاهی با او برابری میکردند که در میان خوانندگان مرد میتوان به "حسین قوامی" و"محمدرضا شجریان"که خود بهره گرفته از "بنان" بودند، اشاره کرد.
"بنان" در سال 1336 در یک سانحه رانندگی چشم راست خود را از دست داد که این اتفاق تاثیر شدیدی در روحیه او گذاشت به طوری که پس از این ماجرا دچار افسردگی شد ولی همچنان به کار خود ادامه میداد. دوره حیات این خواننده مصادف با آخرین سالهای زندگی خوانندگان کهنسال قاجار تا خوانندگان پس از انقلاب بود که در راس آنها شجریان قرار داشت.
وی سرانجام در 8 اسفند 1364 به علت ناراحتی دستگاه گوارش در بیمارستان ایران مهر درگذشت.
پس از مرگ او "پری بنان" همسرش به احترام او ساعتهای خانه "بنان"را متوقف کرد.
مهارت شگفتانگیز بنان در تلفیق شعر و آواز و استادی او در اجرای ظرایف آواز ایرانی از او چهرهای ماندگار در موسیقی اصیل ایرانی ساخته است.
همه شب نالم چون نی
که غمی دارم،که غمی دارم
دل و جان بردی امّا
نشدی یارم ،یارم
با ما بودی،بی ما رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی
تنها ماندم،تنها رفتی
چو کاروان رود،فغانم از زمین، بر آسمان رود
دور از یارم، خون می بارم
فتادم از پا ز ناتوانی، اسیر عشقم، چنان که دانی
رهایی غم نمی توانم، تو چاره ای کن، که می توانی
گر ز دل بر آرم آهی
آتش از دلم ریزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشین ریزد
چو کاروان رود،فغانم از زمین، بر آسمان رود
دور از یارم، خون می بارم
نه حریفی تا با او غم دل گویم
نه امیدی در خاطر که تو را جویم
ای شادی جان، سرو روان، کز بر ما رفتی
از محفل ما، چون دل ما، سوی کجا رفتی
تنها ماندم، تنها رفتی
به کجایی غمگسار من؟، فغان زار من بشنو باز آ، باز آ
از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو باز آ،
باز آ سوی رهی
چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی
تنها ماندم
تنها رفتی
آهنگ شعر فوق را از اینجا دانلود کنید
خواننده: استاد غلامحسین بنان
آهنگساز:استاد مرتضی محجوبی
شاعر: رهی معیّری