سرو آزاد
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: سرو آزاد ، ای جنگل ، پرویز مشکاتیان

امشب همه غم های عالم را خبرکن !

بنشین و با من گریه سرکن، گریه سرکن !

ای جنگل ، ای انبوه اندوهان دیرین

ای چون دل من ، ای خموش گریه آگین

در پرده های اشک پنهان ، کرده بالین !   

ای جنگل ای داد

از آشیانت بوی خون می آورد باد

در بال سرخ کشکرت پیغام شومی ست

آنجا چه آمد بر سر  آن سروِ آزاد ؟

 ای جنگل، ای غم !

چنگ هزار آوای بارانهای ماتم !

در سایه افکند کدامین ناربن ریخت

خون از گلوی مرغ عاشق ؟

مرغی که می خواند

مرغی که می خواست

پرواز باشد …

ای جنگل ای پیر !

بالندۀ افتاد ، زمینگیر !

خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین  تبرها

ای جنگل ! در اینجا سینۀ من چون تو زخمی ست

اینجا دمادم دارکوبی بردرخت پیر می کوبد

 دمادم .

شعر از: هوشنگ ابتهاج ( ه - الف سایه)


آهنگ شعر فوق از ساخته های پرویز مشکاتیان را از اینجا دانلود کنید