مرغ شب
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: مرغ شب ، ایرج بسطامی

چو مرغ شب خواندی و رفتی

دلم را لرزاندی و رفتی

شنیدی غوغای طوفان را

زخواندن واماندی و رفتی

به باغ قصه به دشت خواب

سایۀ ابری در دل مهتاب

مثل روح آزرده مرداب

دلم را لرزاندی و رفتی

چو مرغ شب خواندی و رفتی

تو اشک سرد زمستان را

چو باران افشاندی و رفتی

سیاه شب لاله افشان شد

کویر تشنه گلستان شد

تو می آیی آی تو می آیی

ز باغ قصه به دشت خواب

ز راه شیریی پر مهتاب

تو می باری چون گل باران

به جان نیلوفر مرداب


آهنگ شعر فوق را با صدای  زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
رقص نگاه
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رقص نگاه ، ایرج بسطامی ، بیداری

امشب به بیداری نشسته چشمان خواب آلود من

این چشم خواب آلود امشب ، دارد ز بیداری سخن

نقش رخ زیبای تو بینم ز پیدا و نهان

در این دل و در پرده ی ابر سپید آسمان

رقص نگاهم دارد تماشا در ساحل دریای شب

ای موج شادی من تو را جویم در این رویای شب

نالد ز مهرت عاشقانه ، جور زمان سازد بهانه

از آتش عشق تو نالد ، و از شوق تو خواند ترانه

این شعله ی غم ، این عشق سرکش

سوزد سپند جانم در آتش

که از دیده ی بد دورت بدارد

عاشق در این ره ، جان می سپارد

نقشت نشسته در دیده ی بی خواب من

بر موج مویت رقصد دل بی تاب من


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
سکوت گویا
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: سکوت ، ایرج بسطامی ، کوروش متین

سکوت اگر نشانه رضا بود

چگونه باورنکم سکوت گویای تورا؟

نگاه  اگر پیام  آشنا بود

چرا تمنا نکنم نگاه گیرای تو  را؟ 

به دلم نقش وفا خطوط مژگان تو زد

به شبم رنگ سحر فروغ چشمان تو زد

به چشم مستی بخشم،زعشق اثر میبینم

ز جلوه فروردین شکفته تر میبینم

چشمانت بود آینه ای، روشن چون دل اهل صفا

تصویری ز سیمای سحر،میخندد در این آینه ها

نگه من به سوی نگهت چو کبوتر، برد نامه دل!

به هوایت، زند پر که مگر شبی آگه،ز هنگامه دل!

گمان برم که خاطر تو رضای عاشقان پسندد

دل تو هر چه خاطر من طلب کند همان پسندد


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
نگر بر روزگار به دیده اعتبار
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: روزگار ، اعتبار ، ایرج بسطامی ، شادی جانها

نگر بر روزگار به دیده اعتبار

چو خواهی ای نگار نباشی دل فگار

خوان بر بهاری از کرم ترانه ای

برکن زبن و بیخ سلطه دل ای دانا

در را به باغ شادیها بگشا گرد غم بده به طوفانها

تا رسی تو به فرداها فارغ از تیرگی ها

بیا تا به دورانها کنیم عهد و پیمانها

بود شادی جانها تو را جمله فرمانها

شعر از : ؟


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد بسطامی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
بوی نوروز
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: بوی نوروز ، ایرج بسطامی ، سعدی ، باد صبح

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال      

 همایون بادت این روز و همه روز

نکویی کن که دولت بینی از بخت     

مبر فرمان بدگوی و بد آموز

چو آتش در رخت افکنده گلنار      

دگر مجمر منه آتش میفروز

بهاری خرمست ای گل کجایی      

که بینی بلبلان را ناله و سوز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست      

حسدگو دشمنان را دیده بردوز

جهان بی ما بسی بودست و باشد     

برادر جز نکونامی میندوز

منه دل بر سرای عمر سعدی      

که بر گنبد نخواهد ماند این گوز

دریغا عیش اگر مرگش نبودی      

دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز

 

شعر از : سعدی


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
بوی گل گرفت
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: بوی گل ، علی آذرشاهی ، ایرج بسطامی ، یک نفس با ما نشستی

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت
خانه ات آباد که این ویرانه بوی گل گرفت

از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم
زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت

پرتو رنگ رخت با آن گل افشانی که داشت
در زیارتگاه دل پروانه بوی گل گرفت

لعل گلرنگ تو را تا ساغر و می بوسه زد
ساقی اندیشه ام پیمانه بوی گل گرفت

عشق بارید و جنون گل کرد و افسون خیمه زد
تا به صحرای جنون افسانه بوی گل گرفت

از شمیم شعر شورانگیز آتش، عاشقان
ساقی و ساغر، می و میخانه بوی گل گرفت

 

شعر از : علی آذرشاهی


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
درد عشق و انتظار ( سراب آرزو)
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: درد عشق و انتظار ، ایرج بسطامی ، خزان و آرزو ، قصه و فسانه

درد عشق و انتظار
دارم زان شب یادگار
در آن شب سرد پاییز
آهنگ سفر می کردی
از رهگذری محنت بین
دیدم که گذر می کردی
تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه آتشین شد
از آن شبی که بر نگشتی
جهان که شادی آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی
از آن شب سرد خزان شبها گذشته
داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته

منم چو چشمه سرابم

چو نقش آرزو بر آبم

همچو قصه و فسانه ام

بلرزدم زدل نسیمی

به وقت زندگی حباب

در زمان بی نشانه ام

 آرزو ای سراب بی کران

 ای امید بی نشان

ای که شعله های تو آتشم زند به جان

عشق من بود گناه من

منم عاشق منم رسوا

بار غم به دل نشسته ای

منم عاشق منم شیدا

مرغ بال وپر شکسته ای

چرا از ما تو ای زیبا رشته ی الفت گسسته ای

نمی پرسی ز حال ما ، فارغ  از  این حال خسته ای

جز به دل مشتاقش غم آهی نمی سازد

آن که ندارد سوزی دیوانه نمی سازد

سوز دل بود گواه من 

 


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود کنید

ـ

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترانه سرا : تورج نگهبان

آهنگساز   : همایون خرّم

 


 
با یاد هنرمند زنده یاد خسرو شکیبایی - هستی من
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: خسرو شکیبایی ، هستی من ، ایرج بسطامی

از من ای هستی من دور مشو
می من مستی من دور مشو

رشته عمر منی جان منی
عشق من دین من ایمان منی

تار و پود دل بیمار توئی
خواب و بیداری و پندار توئی

گرچه همچون خم می در جوشم
خون دل می خورم و خاموشم


درگذشت هنرمند توانمند کشورمان خسرو شکیبایی را تسلیت عرض می نمایم.روحش شاد و یادش گرامی باد

آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود کنید


 
چه دلها
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ایرج بسطامی ، چه دلها ، سعدی ، فتنه و آشوب

چه دل ها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزت

دریغا بوسه چه انگیزد زنخدان دلاویزت

دگر رغبت کجا ماند کسى را سوى هشیارى

چو بیند دست در آغوش مستان سحرخیزت

جهان از فتنه و آشوب یک چندى برآسودى

اگر نه روى شهرآشوب و چشم فتنه انگیزت


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد بسطامی از اینجا دانلود کنید

شعر از : سعدی


 
به رهی دیدم برگ خزان
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: به رهی دیدم برگ خزان ، ایرج بسطامی ، خزان ، آرزو

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زگلشن روکرده نهان، در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود

ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو هم آغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی

ای عاشق شیدا، دلداده ی رسوا
گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی، باشد نه وفایی
جز ستم ز دل نبرده ام
آه بار غمت در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شود نوگل گلشن و دیده شود
رفت آن گل من از دست
با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد خار ستم
این پیکر بی جان


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی آلبوم خزان و آرزو از اینجا دانلود کنید


 
وصل پروانه
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: ایرج بسطامی ، وصل پروانه ، حافظ ، نقش نیک و بد

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است

چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته اند به زر

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند 

شعر: حافظ   


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی از اینجا دانلود کنید