کیا بلاگ- موسیقی ایرانی

این وبلاگ با هدف نشر موسیقی ایرانی ( و به طور خاص موسیقی سنتی) تهیه شده است. برای رعایت حقوق معنوی هنرمندان محترم سعی شده است تک آهنگ ها بارگذاری شود. چنانچه افرادی اعم از شخصیت حقیقی و حقوقی که اثری از آنها برای استفاده عموم در این وبلاگ انتشار یافته است به انتشار آثار خود تمایل ندارند لطفا نظر خود را از طریق ایمیل برای مدیر وبلاگ ارسال تا نسبت به حذف اثر مورد نظر اقدام شود. امید است این وبلاگ قدمی کوچک در رشد و نمو موسیقی ایرانی برداشته باشد. قابل ذکر است وبلاگ هیچ گونه فعالیت انتفاعی ندارد.

کشمکش
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: کشمکش ، محمد معتمدی ، عارف قزوینی

کشمکش و گیرودار اگر گذارد

کجروی روزگار اگر گذارد

بانک موذن مرا کشد به مسجد

ناله جانسوز تو اگر گذارد

خواهم که دهم دل پس از این به پند واعظ

آن لب لعل و چشم خمار اگر گذارد

ای لاله عذارم خون شد دل زارم

گفتم نکنم شکوه دگر زبیقراری

آن سلسله زلف نگار اگر گذارد

آن چشم خمار اگر گذارد

شاعر : عارف

--------------------------------------------------------------------------------

آهنگ شعر فوق را با صدای محمد معتمدی از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
شهریارا تو بمان - خزان دیده
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شهریارا تو بمان ، خزان دیده ، سایه ، بیوک نیک اندیش

به نقل از کتاب شهریار – خاطرات شهریار و دیگران، نوشته بیوک نیک اندیش غزل زیر توسط آقای هوشنگ ابتهاج "سایه" درباره شاعر و دوست ارجمندش شهریار سروده شده است. در پاسخ به این شعر شهریار هم غزلی را با مطلع

" سایه جان رفتنی استیم بمانیم‌که چه‌؟"  سروده است.

 

با من بی‏کس تنها شده یارا تو بمان

همه رفتند از این خانه خدارا تو بمان

من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی‌ام

تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان

داغ و درد است همه نقش و نگار دل من

بنگر این نقش بخون شسته نگارا تو بمان

زین بیابان گذری نیست سواران را لیک

دل ما خوش بفریبی است‌، غبارا تو بمان

هر دم از حلقه عشاق‌، پریشانی رفت

به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان

شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم

پدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمان

"‌سایه" در پای تو چون موج چو خوش زارگریست

که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان

--------------------------------------------------------------------------------

آهنگ شعر فوق را با صدای وحید تاج از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
پایان پریشانی
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: پایان پربشانی ، عبدالحسینی ، قیصر امین پور ، عباس ابوحمزه

می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را 
می‌جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را

بی‌تابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت 
چونانکه التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

........................................................

چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها

دست ها تشنه ی تقسیم فراوانی ها

با گل زخم سر راه تو آذین بستیم

داغ های دل ما، جای چراغانی ها

حالیا دست کریم تو برای دل ما

سر پناهی است در این بی سر وسامانی ها

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سر انگشت تو آغاز گل افشانی ها

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غرل ها و غزلخوانی ها

سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس

تا پناهم دهد از وحشت عریانی ها

چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی ها

شعر : قیصر امین پور

 آواز : محمد عبدالحسینی

دکلمه : وحید جلیل وند

موسیقی: عباس ابو حمزه

--------------------------------------------------------------------------------

آهنگ شعر فوق را از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
تهران - وهم هستی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: علیرضا قربانی ، تهران ، بهشت ، وهم هستی

گویند بهشت و حور عین خواهد بود

آنجا می ناب و انگبین خواهد بود

گر ما مَی و معشوق پرستیم چه باک

چون عاقبت کار همین خواهد بود

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود 

نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

می گفت پیر عاکف، من نیستم متعوف

زیرا که جلوه با خلق، بسیار می فروشم

ایمان به تار زلفی از یار میفروشم  

زنار می ستانم دستار میفروشم

مرآت جان زدودم، از طاعت ریایی

با زاهدان بگویید، زنگار می فروشم

داغش گداخت جانم، خاموش کی توانم

لب می گشایم اینک، اسرار می فروشم

دارند وهم هستی ، خلقی ز جهل و مستی

ز کبر و پستی، ز خود پرستی

شعر : رباعیات خیام

--------------------------------------------------------------------------------

آهنگ شعر فوق را با صدای علی رضا قربانی از اینجا دانلود (پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
الله اکبر
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: الله اکبر ، حبیب ، غزه ، اتو رنه کاستیلو

تو تفنگی داری و مــــــــــن گرسنه‌ام
تو تفنگی داری و مــــــــــن گرسنه‌ام
تو می‌توانی تفنگی داشته باشی و هزاران هزار گلـوله
و می‌توانی که همهٔ آن‌ها را در بدن نحیفِ من شلیک کنی
تو می‌توانی تفنگی داشته باشی و هزاران هزار گلـوله
تو می‌توانی مرا، یک بار
دو بار
سه بار و هزاران بــار بُکشی!
اما سرانجام، من بر تو پیروز می‌شوم
اگر که تو تفنگی داشته باشی و من همچنان گرسنه باشـــــم....

شاعر : اتو رنه کاستیلو

خواننده : حبیب (در حمایت از مردم غزه)

____________________________________

آهنگ شعر فوق را با صىدای  حبیب دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
دیدی که رسوا شد دلم
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: دیدی که رسوا شد دلم ، علیرضا قربانی ، رهی معیری

دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم

با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم

ای وای اگر صیاد من غافل شود از یاد من،  قدرم نداند

 فریاد اگر، از کوی خود وز رشته گیسوی خود بازم رهاند.

در پیش بی دردان چرا؟ فریاد بی حاصل کنم

گر شکوه ای ز دل با یار صاحب دل کنم

وای به دردی که درمان ندارد

فتادم به راهی که پایان ندارد

از گل شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزل کنم

دیدی که در گرداب غم، از فتنه گردون رهی

افتادم و سرگشته چون امواج دریا شد دلم

شاعر: رهی معیری

____________________________________

آهنگ شعر فوق را با صىدای  علیرضا قربانی دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید