کیا بلاگ- موسیقی ایرانی

این وبلاگ با هدف نشر موسیقی ایرانی ( و به طور خاص موسیقی سنتی) تهیه شده است. برای رعایت حقوق معنوی هنرمندان محترم سعی شده است تک آهنگ ها بارگذاری شود. چنانچه افرادی اعم از شخصیت حقیقی و حقوقی که اثری از آنها برای استفاده عموم در این وبلاگ انتشار یافته است به انتشار آثار خود تمایل ندارند لطفا نظر خود را از طریق ایمیل برای مدیر وبلاگ ارسال تا نسبت به حذف اثر مورد نظر اقدام شود. امید است این وبلاگ قدمی کوچک در رشد و نمو موسیقی ایرانی برداشته باشد. قابل ذکر است وبلاگ هیچ گونه فعالیت انتفاعی ندارد.

دل خون
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: دل خون ، شجریان ، حبیب سماعی

نازار دلی را که تو جانش باشی

معشوقه پیدا و نهانش باشی

زان می‌ترسم که از دل‌ آزردن تو

دل خون شود و تو در میانش باشی

دانی که به دیدار تو چونم تشنه

هر لحظه که بینمت فزونم تشنه

من تشنة آن دو چشم مخمور توام

عالم همه زین سبب به خونم تشنه

شاعر: مولوی

آهنگساز: حبیب سماعی

دستگاه: دستگاه شور


آهنگ شعر فوق را با صدای استاد شجریان از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
شمس الضحی
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شمس الضحی ، حسام الدین سراج ، مولانا

این کیست این , این کیست این

این یوسف ثانیست این

خضر است و الیاس این مگر، یا آب حیوانیست این

این باغ روحانیست این، یا بزم یزدانیست این

سرمه سپاهانیست این ،یا نور سبحانیست این

این جان جان افزاست این، یا جنت الماواست این

ساقی خوب ماست این، یا باده جانیست این

تنگ شکر را ماند این , سودای سر را ماند این

این سیم و زر را ماند این، شادی و آسانیست این

رَستم من از خوف و رجاء ، عشق از کجا خوف از کجا

ای خاک بر شرم و حیا ، هنگام پیشانیست این

ای مطرب داوود دم ، آتش بزن در رخت غم

بردار بانگ زیر و بم ، هنگام سرخوانیست این

مست و پریشان توام ، موقوف فرمان توام

اسحاق و قربان توام ، کین عید قربانیست این

گل های سرخ و زرد بین، آشوب بردابرد بین

در قعر دریا گرد بین ، موسی عمرانیست این

هر جسم را جان می کند ، جان را خدادان می کند

داد سلیمان می کند یا حکم دیوانیست این

گویی شوی بی دست و پا ،چوگان او پایت شود

در پیش سلطان می دوی ، کین سیر ربانیست این

در پیش سلطان می دوی کاین سر ربانیست این

هر جا یکی گویی بود بر ضرب چوگان می دود

چون گویی شو بی دست و پا هنگام وحدانیست این

خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد

با گو و چوگان می رسد سلطان میدانیست این

آن آب باز آمد بجو، بر سنگ زن اکنون سبو

سجده کن و چیزی مگو ، کاین بزم سلطانیست این

بسم الله ای روح البقا ، بسم الله ای شیرین لقا

بسم الله ای شمس الضحی ، بسم الله ای عین الیقین

شعر از: مولانا


آهنگ شعر فوق را با صدای  حسام الدین سراج از آلبوم شمس الضحی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید