کیا بلاگ- موسیقی ایرانی

این وبلاگ با هدف نشر موسیقی ایرانی ( و به طور خاص موسیقی سنتی) تهیه شده است. برای رعایت حقوق معنوی هنرمندان محترم سعی شده است تک آهنگ ها بارگذاری شود. چنانچه افرادی اعم از شخصیت حقیقی و حقوقی که اثری از آنها برای استفاده عموم در این وبلاگ انتشار یافته است به انتشار آثار خود تمایل ندارند لطفا نظر خود را از طریق ایمیل برای مدیر وبلاگ ارسال تا نسبت به حذف اثر مورد نظر اقدام شود. امید است این وبلاگ قدمی کوچک در رشد و نمو موسیقی ایرانی برداشته باشد. قابل ذکر است وبلاگ هیچ گونه فعالیت انتفاعی ندارد.

قدر محبت
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: قدر محبت ، گلپا ، همدم

قدر محبت رو بدون تویِ دنیا کمه      

همدم خوب و مهربون تو یِ دنیا کمه

حالا که افتاده ای شکسته دل زیر پات  

حالا که دیوونه ای میخواد بمیره برات

قدر محبت رو بدون تویِ دنیا کمه     

 همدم خوب و مهربون تو یِ دنیا کمه

از تو چه پنهون کنم می زده ام تا گلو  

 با دل پیمونه ها از تو کنم گفتگو  

 هستی و امید من بسته به یک تار مو  

این دل دیوونه ام برده زمن آبرو

قدر محبت رو بدون تویِ دنیا کمه      

همدم خوب و مهربون تو یِ دنیا کمه

شعر از : ؟


آهنگ شعر فوق را با صدای استاد گلپا از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
بوی بهشت
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: بوی بهشت ، حسام الدین سراج ، سعدی

تو را نادیدن ما غم نباشد

 که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد

من اول روز دانستم که این عهد

که با من می‌کنی محکم نباشد

که دانستم که هرگز سازگاری

 پری را با بنی آدم نباشد

من از دست کمانداران ابرو

نمی آرم گذر کردن به هر سو

بهشت است آنکه من دیدم نه رخسار

کمند است آن که وی دارد نه گیسو
بیا تا جان شیرین در تو ریزم

که بخل و دوستی با هم نباشد
نخواهم بی تو یک دم زندگانی

که طیب عیش بی همدم نباشد

 

شعر از : سعدی  


آهنگ شعر فوق را با صدای حسام الدین سراج از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
شیر جنگی
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: مولانا ، شهرام ناظری ، شیر جنگی ، غزل حماسی

مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد

قیامت های پرآتش ز هر سویی بر انگیزد

 

دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فرو سوزد

دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نپرهیزد

 

ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد

چراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد

 

چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید

به جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد

 

چو هفت صد پرده دل را به نور خود بدراند

ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد

 

چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد

از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد

 

 

 

شعر از : مولانا  


آهنگ شعر فوق را با صدای شهرام ناظری از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید