کیا بلاگ- موسیقی ایرانی

این وبلاگ با هدف نشر موسیقی ایرانی ( و به طور خاص موسیقی سنتی) تهیه شده است. برای رعایت حقوق معنوی هنرمندان محترم سعی شده است تک آهنگ ها بارگذاری شود. چنانچه افرادی اعم از شخصیت حقیقی و حقوقی که اثری از آنها برای استفاده عموم در این وبلاگ انتشار یافته است به انتشار آثار خود تمایل ندارند لطفا نظر خود را از طریق ایمیل برای مدیر وبلاگ ارسال تا نسبت به حذف اثر مورد نظر اقدام شود. امید است این وبلاگ قدمی کوچک در رشد و نمو موسیقی ایرانی برداشته باشد. قابل ذکر است وبلاگ هیچ گونه فعالیت انتفاعی ندارد.

دل دیوانه
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

امروز امیر در میخانه تویی تو

فریادرس این دل دیوانه تویی تو

مرغ دل مارا که به کس رام نگردد

آرام تویی دام تویی دانه تویی تو

آن مهردرخشان که به هرصبح بتابد

از روزن این خانه به کاشانه تویی تو

در کعبه و بتخانه بگشتیم بسی ما

دیدیم که در کعبه و بتخانه تویی تو


آهنگ شعر فوق را با صدای محمد اصفهانی از اینجا دانلود کنید


 
خدا چرا؟
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

خدا چرا دل منو شکستند
چرا دستهای عشقمو به زندگی نبستند
دارم می سوزم
چرا رهام کردی میون راهم
می خوام بمیرم ولی بی گناهم
دارم می سوزم
بذار بسوزم

آهنگ شعر فوق را با صدای حامد بهداد از اینجا دانلود کنید

برگرفته از آهنگ فیلم  مجنون و لیلی


 
کاروان
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: بنان ، کاروان ، مرتضی محجوبی ، تنها ماندم

چنان در قید مهرت پای بندم

که گویی آهوی سر در کمندم

گهی بر درد بی درمان بگریم

گهی بر حال بی سامان بخندم

نه مجنونم که دل بردارم از دوست

 مده گر عاقلی بیهوده پندم

"سعدی"

 

"استادغلامحسین بنان"در سال 1290 در تهران متولد شد.پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزا رکنی(رکن الدوله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. مادرش پیانو را بسیار خوب می نواخت و پدرش کریم خان بنان الدوله، فرزند میرزا الله مستوفی از صدایی خوش بر خوردار بود.او در نوجوانی به مکتب "مرتضی نی‌داوود"نوازنده تار راه یافت. وی آواز را بعدها نزد "ضیاء الذاکرین" و "ناصر صیف" به روش آموزش سینه به سینه ادامه داد .
سال‌ها بعد به دعوت "روح ا... خالقی" نزد "صب"رفت تا به جمع خوانندگان مکتب "وزیری" بپیوندد.
کم کم آوازهای "بنان"در رادیو شهرت زیادی بین مردم کسب کرد و هنرمندان بزرگ رادیو که بیشتر از شاگردان "صب"بودند با ساخت قطعاتی،همکاری خود را با او آغاز می‌کردند.
همچنین هنرمندان بزرگی مانند "جلیل شهناز" و "حسن کسایی" در جواب آواز با او همکاری می‌کردند.
بسیاری از آوازهای بنان را پیانو و ویلن همراهی می‌کردند.وقتی بنان به میانسالی رسیده بود خوانندگان زیادی وارد رادیو شده بودند که از نظر ظرافت و دقت در شکل ارائه موسیقی و کلام گاهی با او برابری می‌کردند که در میان خوانندگان مرد می‌توان به "حسین قوامی" و"محمدرضا شجریان"که خود بهره گرفته از "بنان" بودند، اشاره کرد.

"بنان" در سال 1336 در یک سانحه رانندگی چشم راست خود را از دست داد که این اتفاق تاثیر شدیدی در روحیه او گذاشت به طوری که پس از این ماجرا دچار افسردگی شد ولی همچنان به کار خود ادامه می‌داد. دوره حیات این خواننده مصادف با آخرین سال‌های زندگی خوانندگان کهنسال قاجار تا خوانندگان پس از انقلاب بود که در راس آنها شجریان قرار داشت.
وی سرانجام در 8 اسفند 1364 به علت ناراحتی دستگاه گوارش در بیمارستان ایران مهر درگذشت.
پس از مرگ او "پری بنان" همسرش به احترام او ساعت‌های خانه "بنان"را متوقف کرد.
مهارت شگفت‌انگیز بنان در تلفیق شعر و آواز و استادی او در اجرای ظرایف آواز ایرانی از او چهره‌ای ماندگار در موسیقی اصیل ایرانی ساخته‌ است.

 همه شب نالم چون نی
که غمی دارم،که غمی دارم
دل و جان بردی امّا
نشدی یارم ،یارم
با ما بودی،بی ما رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی
تنها ماندم،تنها رفتی
چو کاروان رود،فغانم از زمین، بر آسمان رود
دور از یارم، خون می بارم
فتادم از پا ز ناتوانی، اسیر عشقم، چنان که دانی
رهایی غم نمی توانم، تو چاره ای کن، که می توانی
گر ز دل بر آرم آهی
آتش از دلم ریزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشین ریزد
چو کاروان رود،فغانم از زمین، بر آسمان رود
دور از یارم، خون می بارم
نه حریفی تا با او غم دل گویم
نه امیدی در خاطر که تو را جویم
ای شادی جان، سرو روان، کز بر ما رفتی
از محفل ما، چون دل ما، سوی کجا رفتی
تنها ماندم، تنها رفتی
به کجایی غمگسار من؟، فغان زار من بشنو باز آ، باز آ
از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو باز آ،
باز آ سوی رهی
چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی
تنها ماندم
تنها رفتی


آهنگ شعر فوق را از اینجا دانلود کنید
خواننده: استاد غلامحسین بنان
آهنگساز:استاد مرتضی محجوبی
شاعر: رهی معیّری


 
شمع و گل و پروانه
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: شمع و گل و پروانه ، حسین خواجه امیری

شمع و گل و پروانه
یار و می و پیمانه
بنشسته ام در شادی
در بزم من پروانه
می خنده زد بر جامم
دنیا بود بر کامم
برده بهار ای ساقی
از دل قرار ای ساقی
زان باده آتش گون
جامی بیار ای ساقی
گرچه به لب خاموشم
چون جام می در جوشم
هم رفته دل از دستم
هم رفته از سر هوشم
رقص گل و پروانه بین
در گل رخ جانانه بین
افسانه خوان مرغ چمن
با نغمه مستانه بین
بزم چمن زیبا شد
تا چشن گل بر پا شد
رقصی نشاط افزا کن
گیتی نشاط افزا شد
چون رود زبوی گلها
به چمن زدل شکیبم
تو از آن رخ فریبا
چه دهی دیگر فریبم
مرو از کنار من
که تویی غمخوار من
شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند
ای دوست بیا رحم به تنهایی ما کن


آهنگ شعر فوق را با صدای ایرج (حسین خواجه امیری) از اینجا دانلود کنید



 


 
نسیم سحر
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: نسیم سحر ، علیرضا قربانی

نسیم سحر بر شبم گذر کن

زمن بلبل خسته را خبر کن

بگو آشیان ز آب دیده تر کن

ز بیداد گل آه و ناله سر کن

شبی سحر کن  

سکوت شب و نوای بلبل

شکرخنده زد به چهره گل 

کنار بستان، میان مستان، بنوشان می 

ماه من دلدار من، تویی غمخوار من، تویی تو

هم می و همراه من، تویی دلخواه من، تویی تو 

روزی آهم گیرد دامنت 

سوزد با منت  


آهنگ شعر فوق را با صدای علیرضا قربانی از اینجا دانلود کنید
 
به رهی دیدم برگ خزان
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: به رهی دیدم برگ خزان ، ایرج بسطامی ، آرزو ، خزان

به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
چو زگلشن روکرده نهان، در رهگذرش باد خزان
چون پیک بلا بود

ای برگ ستمدیده ی پاییزی
آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو هم آغوش گلی بودی
دلداده و مدهوش گلی بودی

ای عاشق شیدا، دلداده ی رسوا
گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی، باشد نه وفایی
جز ستم ز دل نبرده ام
آه خار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شود نوگل گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست
با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد خار ستم
وین پیکر بی جان

ای تازه گل گلشن، پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی پژمرده و لرزان
به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان، کز شاخه جدا بود؛
چو ز گلشن رو کرده نهان، در رهگذرش باد خزان، چون پیک بلا بود


هنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد ایرج بسطامی آلبوم خزان و آرزو از اینجا دانلود کنید


 
طلوع
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: طلوع ، سیاوش قمیشی ، پنجره ، محسن نامجو
وقتی که دلتنگ می شم و
همراه تنهایی می رم،
داغ دلم تازه می شه
زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندم
با تو هم اندازه می شه

قد هزارتا پنجره
تنهایی آواز می خونم
دارم با کی حرف می زنم؟
نمی دونم، نمی دونم

این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیک تره
کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره

طلوع من، طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه

حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم می شه
کوچه ها نارفیق شدن
حالا که می خوان شب و روز
به هم دیگه دروغ بگن
ساعت ها هم دقیق شدن
 شعر: سیاوش قمیشی  
 

آهنگ شعر فوق را با صدای محسن نامجو از اینجا دانلود کنید