کیا بلاگ- موسیقی ایرانی

این وبلاگ با هدف نشر موسیقی ایرانی ( و به طور خاص موسیقی سنتی) تهیه شده است. برای رعایت حقوق معنوی هنرمندان محترم سعی شده است تک آهنگ ها بارگذاری شود. چنانچه افرادی اعم از شخصیت حقیقی و حقوقی که اثری از آنها برای استفاده عموم در این وبلاگ انتشار یافته است به انتشار آثار خود تمایل ندارند لطفا نظر خود را از طریق ایمیل برای مدیر وبلاگ ارسال تا نسبت به حذف اثر مورد نظر اقدام شود. امید است این وبلاگ قدمی کوچک در رشد و نمو موسیقی ایرانی برداشته باشد. قابل ذکر است وبلاگ هیچ گونه فعالیت انتفاعی ندارد.

بهار آمده از سیم خاردار گذشته
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: بهار آمده ، در آن کرانه ببین ، شفیعی کدکنی ، سالار عقیلی

تو خامشی، که بخواند

تو می روی، که بماند

که بر نهالک بی برگ ما

ترانه بخواند

از این گریوه به دور

در آن کرانه ببین

بهار آمده

از سیم خاردار گذشته

حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست

 هزار آینه جاریست

هزار آینه اینک

به همسرایی قلب تو می‌تپد با شوق

زمین تهی است ز رندان

همین تویی تنها

که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی

 

شعر از : دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی


آهنگ شعر فوق را با صدای سالار عقیلی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
پرستار دل
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: پرستار دل ، محمد رضا همای شیرازی

بیدل و خسته در این شهرم و دلدارى نیست
غم دل با که توان گفت که غمخوارى نیست

شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست
ز آشـنـایان کهـن یـار و پـــرســتارى نیست

یارب این شهرچه شهرى است که صد یوسف دل
بـه کـَـلافــى بفروشــند و خــریــدارى نیست

فکـر بهـبود خــود اى دل بکـن از جاى دگــر

کاندرین شهــر طبیب دل بـیـمــارى نیست

 

بگذر زجفا مبر از نظرم

تا در ره تو زجهان گذرم

تا بی خبری تو ز آتش عشق

آتش به جهان فکند شررم

در پرده پندار من تو عیانی و بس

بگذشتم از دیوانه خود

که به منزل دل تو بمانی و بس

....

 

شعر از : مولى محمد رضا هماى شیرازى


آهنگ شعر فوق را با صدای زنده یاد داریوش رفیعی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

 


 
کوچه
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: بیژن بیژنی ، کوچه ، فریدون مشیری

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به سنگ زدی من رمیدم نه گسستم

بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای دردامناندوه کشیدم نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

شعر از : فریدون مشیری


آهنگ شعر فوق را با صدای بیژن بیژنی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید