کیا بلاگ- موسیقی ایرانی

این وبلاگ با هدف نشر موسیقی ایرانی ( و به طور خاص موسیقی سنتی) تهیه شده است. برای رعایت حقوق معنوی هنرمندان محترم سعی شده است تک آهنگ ها بارگذاری شود. چنانچه افرادی اعم از شخصیت حقیقی و حقوقی که اثری از آنها برای استفاده عموم در این وبلاگ انتشار یافته است به انتشار آثار خود تمایل ندارند لطفا نظر خود را از طریق ایمیل برای مدیر وبلاگ ارسال تا نسبت به حذف اثر مورد نظر اقدام شود. امید است این وبلاگ قدمی کوچک در رشد و نمو موسیقی ایرانی برداشته باشد. قابل ذکر است وبلاگ هیچ گونه فعالیت انتفاعی ندارد.

از باده مدهوشم کنید
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: از باده مدهوشم کنید ، همای گیلانی ، فومن ، سعید جعفرزاده همای

همای گیلانی ( سعید جعفرزاده همای)

متولد 1358 در احمدسرگوراب شفت از توابع شهرستان شفت در همسایگی فومن است.او دیپلم خود را از هنرستان کمال الملک شهر رشت با موفقیت کسب نمود به سبب علاقه وافر او در رشته شعر آواز و آهنگ دانشگاه آزاد تهران قبول شد و با ساز تخصصی سه تار و پیانو تحصیلات خود را در دانشگاه تهران به پایان رساند.در اندک زمانی ، همای گیلانی توانست فعالیت های حرفه ای خود را در زمینه شعر، موسیقی و آواز بسط دهد ، و با موفقیت کنسرت هایی را اجرا نماید .وی دنباله رو شیوه چامه سرایی پارسی است.در این شیوه سرودن چکا مه ،ساخت و تنظیم موسیقی و خواندن آواز همه بر عهده ی یک نفر (همان خواننده) می باشد.گروه وی دستچینی از نوازندگان زبر دست است .از سازهایی که در کارهای این گروه استفاده شده می توان به تار- نی – کمانچه و سنتور اشاره کرد.

در زمینه هنر آواز ، افتخار شاگردی اساتیدی همچون فریدون پوررضا ، سید کمال الدین عباسی ، هنگامه اخوان ، کریم صالح عظیمی را دارد و همچنین در باب زمینه شعر و ادبیات فارسی از محضر استایدی همچون استاد دکتر علیقلی محمودی بختیاری ، استاد حبیب نبوی ، استاد محمود طیاری و استاد دادبه ، بهره مند گردید .

در اندک زمانی ، همای گیلانی توانست فعالیت های حرفه ای خود را در زمینه شعر، موسیقی و آواز بسط دهد ، و با موفقیت کنسرت هایی را اجرا نماید .

 

ازباده مدهوشم کنید

من همان مجنون مست یاغی ام

روز و شب محتاج جام باقی ام

یک شب کنار زاهد و یک شب کنار ساقی ام

در خرقه پنهان می کنم

 می را  کتمان می کنم

ترک ایمان می کنم

هی بشکنم پیمان و هی تجدید پیمان می کنم

ترک ایمان می کنم

پندم ای زاهد مده، با که گویم

من نمی خواهم نصیحت بشنوم

آی مردم، پنبه در گوشم کنید

دُردی کشم، بار رفیقان می کشم

پر می کشم همچون همای

در آتشم ، خاموشم کنید

 


آهنگ شعر فوق را با صدای همای  از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید

 

 

 


 
غصه نخور یا کریم
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غصه نخور یاکریم ، احمد پور مخبر

رو تک درخت خونه ی یاکریم نشسته

با زهر تیر صیاد بال و پرش شکسته

زار و پریشون شده، تاب و توان نداره

دیگه توی وجودش ی ذره جون نداره

غصه نخور یاکریم دوباره پر می گیری

اگه بشی نا امید به دست غم میمیری

منم دلم شکسته غم به دلم نشسته

کسی تو این زمونه به عشقم دل نبسته

منم ی نیمه جونم منم بی همزبونم

قصه بی کسی رو ی عمری می خونم

تو خوب میشی پر می زنی دوباره

به یار خود سر می زنی دوباره

منم که باید شب و روز بسوزم

ی عمری جشمامو به در بدوزم

 

با تشکر از دوست عزیزم آقای اسدی که این نما آهنگ را ارسال کردند


نما آهنگ شعر فوق را با صدای احمد  پور مخبر از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
ستاره مرد
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ستاره مرد ، گلنراقی

ستاره مرد سپیده دم ، چو یک فرشته ماه هم

نهاده دیده برهم ، میان پرنیان غنوده بود

به آخرین نگاهش ، نگاه بی گناهش

سرود واپسین سروده بود

دید که من ازین پس دل در راه دیگر دارم

به راه دیگر ، شوری دگر در سر دارم

ز صبح روشن باید اکنون دل بردارم

که عهد خونین با صبحی روشن تر دارم

آه ، به روی او ، نگاه من نگاه او ، به راه من

فرشتگان زیبا ، به ماتم دل ما ، در آسمان هم آوا

دختر زیبا همچون شبنم گلها با برگ شقایق ها

بنشین بر بال باد سحر...

دختر زیبا چشمان سیه بگشا با روی بهشت آسا

بنگر خندانم بار دگر

 


آهنگ شعر فوق را با صدای گلنراقی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
یک دل و یک یار
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: یک دل و یک یار ، عمان سامانی ، حسام الدین سراج

میرزا نورالله عمان سامانی مشهور به تاج الشعرا به سال 1258هجری قمری در سامان به دنیا آمد.عمان سامانی تحصیلات ابتدائی را در مکتب خانه های محلی فرا گرفت و بعد به اصفهان عزیمت و در مدرسه « نیماورد » و «صدر» وارد وسالها در خدمت آخوند کاشی مشغول کسب علم بوده ودر اواخر عمر به سامان مراجعه و آثار ارزنده ای از خود به یادگار گذارد.
از جمله آثار عمان :گنجینه الاسرار، مخزن الدرر ، قصاید وغزلیات و معراج نامه است.
این شاعر گرانقدر در سن 64 سالگی بسال 1320 هجری ، قمری از دنیا رحلت و جنازه او در سامان بصورت امانت دفن و بعد از چند سال به شهر مقدس نجف اشرف انتقال یافت. عمان را باید اولین شاعری نام برد که اشعار کربلائی را از قالب سوگ خارج ودر قالب حماسی آمیخته به عشق و روشنگری ارائه نمود

 

گفت‌: که ‌ای‌ فرزند مقبل‌ آمدی‌

آفت‌ جان‌، رهزن‌ دل‌ آمدی‌

کرده ای از حق تجلی ای پسر

 زین تجلی فتنه ها داری بسر

نرگست با لاله در طنازی است

سنبلت با ارغوان در بازی است

گه‌ دلم‌ پیش‌ تو گاهی‌ پیش‌ اوست‌

رو که‌ در یک‌ دل‌ نمی‌گنجد دو دوست‌

بیش‌ ازین‌ بابا دلم‌ را خون‌ مکن‌

زاده‌ لیلی‌، مرا مجنون‌ مکن‌

از رخت‌ مست‌ غرورم‌ می‌کنی‌

از مراد خویش‌، دورم‌ می‌کنی‌

همچو چشم خود به قلب من متاز

 همچو زلف خود پریشانم مساز

پشت پا برساغر حالم مزن

نیش بر دل، سنگ بر پایم مزن

جان‌ رهین‌ و دل‌ اسیر چهر توست‌

مانع‌ راه‌ محبت‌، مهر توست‌

حایل ره، مانع مقصد مشو

 بر سر راه محبت سد مشو

چون‌ ترا او خواهد از من‌ رونما

رو نما شو، جانب‌ او رو نما

شعر از : عمان سامانی


آهنگ شعر فوق را با صدای حسام الدین سراج از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
حضرت باران
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: حضرت باران ، مجید اخشابی ، اول اول ، آخر آخر

اول اول آخر آخر  

باطن باطن ظاهر ظاهر

ظاهر و باطن زادمی و جن
کیست مجاور کیست مسافر
نیست تن اسان هستی از آن سان
بلکه جز انسان نیست مجاور
باز بجز من چون می روشن
کرده که در دم قطع ره سر
گه به جوارم گاه سوارم
دین بعیارم نیست مزوّر
سخته ندارد احمد امجد
سایه ندارد طیبه طاهر

حضرت باران،زمزم یاران
خصم نبیند ماه محمد
کسر ندارد مهر مظاهر
حضرت باران سبزم ای یاران
ماه دلداران سلطان ما
میر عیاران کرده در باران
کعبه را یاران سامان ما

ساقی ای ساقی، کن می باقی در جام ما

زهر غم را شهد کن به مشتاقی در کام ما


آهنگ شعر فوق را با صدای مجید اخشابی از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید


 
ناز مکن ای صنم
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: همای ، ناز مکن ، ای صنم

ناز مکن ناز مکن ناز مکن ای صنم
عشوه مکن هلهله آغاز مکن ای صنم
با دل سر گشته چنین ناز میکشم
روز و شب ار عشوه کنی باز میکشم

تا بنشینی به برم ای صنم
واله و شوریده سرم ای صنم
روز و شب ار بگذرم از کوی تو
میزندم میزندم تیر دو ابروی تو
وای به حال من دیوانه که افسار دلم
بسته به گیسوی تو گیسوی تو

شعر از : همای


آهنگ شعر فوق را با صدای همای از اینجا دانلود ( پیوند 1 ، پیوند 2 ) کنید