کیا بلاگ- موسیقی ایرانی

این وبلاگ با هدف نشر موسیقی ایرانی ( و به طور خاص موسیقی سنتی) تهیه شده است. برای رعایت حقوق معنوی هنرمندان محترم سعی شده است تک آهنگ ها بارگذاری شود. چنانچه افرادی اعم از شخصیت حقیقی و حقوقی که اثری از آنها برای استفاده عموم در این وبلاگ انتشار یافته است به انتشار آثار خود تمایل ندارند لطفا نظر خود را از طریق ایمیل برای مدیر وبلاگ ارسال تا نسبت به حذف اثر مورد نظر اقدام شود. امید است این وبلاگ قدمی کوچک در رشد و نمو موسیقی ایرانی برداشته باشد. قابل ذکر است وبلاگ هیچ گونه فعالیت انتفاعی ندارد.

مرا رها كن
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

آن‌چه در پي مي‌آيد معروف است كه آخرين شعر مولانا است

رو سر بنه به بالين، تنها مرا رها كن
ترك من خراب شبگرد مبتلا كن
ماييم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهي بيا ببخشا، خواهي برو جفا كن
از من گريز تا تو، هم در بلا نيفتي
بگزين ره سلامت، ترك ره بلا كن
ماييم و آب ديده، در كنج غم خزيده
بر آب ديده ما صد جاي آسيا كن
خيره كشي است ما را، دارد دلي چو خارا
بكشد، كسش نگويد: تدبير خون‌بها كن
بر شاه خوبرويان واجب وفا نباشد
اي زرد روي عاشق، تو صبر كن، وفا كن
دردي است غير مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گويم كاين درد را دوا كن؟
در خواب، دوش، پيري در كوي عشق ديدم
با دست اشارتم كرد كه عزم سوي ما كن
گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد
از برق اين زمرد، هين، دفع اژدها كن

تصنيف مرا رها كن را با صداي استاد شجريان بشنويد. 

توجه:پس از ظاهر شدن صفحه جهت اجرا بر روي نام آهنگ مجددا كليك نماييد 


 
با كه گويم راز
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم
 دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمی بینم
 دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی آید
 دمم با جان بر اید چونکه یک همدم نمی بینم
 خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
 که من تا اشنا گشتم دل خرم نمی بینم
 مرا رازی است اندر دل به خون دیده پرورده
 ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم
 قناعت می کنم با درد چون درمان نمی یابم
 تحمل می کنم با زخم چون مرهم نمی یابم
 کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
 به امید دمی با دوست و ان دم هم نمی بینم

تصنيف راز را با صداي استاد شجريان بشنويد. 

توجه:پس از ظاهر شدن صفحه جهت اجرا بر روي نام آهنگ مجددا كليك نماييد 



 
آه سحر
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

يک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت
داد خود را زان مه بيدادگر خواهم گرفت
چشم گريان را به طوفان بلا خواهم سپرد
نوک مژگان را به خوناب جگر خواهم گرفت
نعره ها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتاد
شعله ها خواهم شدو در خشک و تر خواهم گرفت
انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشيد
آرزويم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت
يا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن
يا گريبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
يا به پايش نقد جان بی گفتگو خواهم فشاند
يا ز دستش آستين بر چشم تر خواهم گرفت
يا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد
يا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
يا سرو پای مرا در خاک و خون خواهد کشيد
يا بر و دوش ورا در سيم و زر خواهم گرفت

فروغی بسطامی

ميرزا عباس فروغي بسطامي (- تهران 1274 ق) دوران كودكي را در بسطام به سر برد و در اوايل سلطنت فتحعليشاه قاجار به تهران آمد و به تحصيل علوم ادبي پرداخت. وي ابتدا «مسكين» تخلّص مي كرد و بعدها به مناسب انتساب به دربار فروغ الدوله (يكي از شاهزادگان قاجار) تخلّص خود را به فروغي تغيير داد. فروغي از برجسته ترين غزلسرايان متصوّف عهد قاجار است. ديوان او چند بار به چاپ رسيده است.

تصنيف آه سحر از سروده هاي فروغي بسطامي را با صداي استاد بنان  بشنويد. 

توجه:پس از ظاهر شدن صفحه جهت اجرا بر روي نام آهنگ مجددا كليك نماييد 




 
درد شب نشينان
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

سـحر بلبـل حکايت با صبا کرد
که عشق روي گل با ما چه‌ها کرد

از آن رنگ رخم خون در دل افتاد
و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد

مـن از بيگانـگان ديگر ننالـم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

خوشش باد آن نسيم صبحگاهي
کـه درد شب نشينان را دوا کرد

نـقاب گـل کشيد و زلف سنبل
گره بـند قـباي غنچـه وا کرد

غـلام هـمـت آن نازنينـم
کـه کار خير بي روي و ريا کرد

بـشارت بر به کوي مي فروشان
کـه حافـظ توبه از زهد ريا کرد

آواز درد شب نشينان را با صداي استاد ناظريان در دستگاه شور بشنويد. 

توجه:پس از ظاهر شدن صفحه جهت اجرا بر روي نام آهنگ مجددا كليك نماييد 




 
از تو بگذشتم
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

استاد شهريار

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران 

 

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی 

 

تو بمان با دگران وای به حال دگران 

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند 

 

هر چه آفاق بجویند کران تا به کران 

میروم تا که به صاحبنظری بازرسم 

 

محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران 

دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند 

 

که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران 

دل من دار که در زلف شکن در شکنت 

 

یادگاریست ز سر حلقه‌ی شوریده سران 

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود 

 

لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران 

ره بیداد گران بخت من آموخت ترا 

 

ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران 

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن 

 

کاین بود عاقبت کار جهان گذران 

شهریارا غم آوارگی و دربدری 

 

شورها در دلم انگیخته چون نوسفران 

ترانه از تو بگذشتم  از سروده هاي استاد شهريار را با صداي عبدالوهاب شهيدی بشنويد 

توجه:پس از ظاهر شدن صفحه جهت اجرا بر روي نام آهنگ مجددا كليك نماييد